تبلیغات
تاریخ ایران زمین - حضرت محمد(ص)5
تاریخ ایران زمین
باران باش و ببار نپرس کاسه های خالی ازان کیست؟ {کوروش بزرگ}

بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 4 دی 1388

حضرت محمد(ص)5

دیدگاه‌های سنتی

محمد در فرهنگ اسلامی

نوشتار اصلی: محمد در فرهنگ و ادبیات اسلامی

برخلاف ادیان مسیحیت و بودیسم، که عمده هنرهای مذهبی آنان شمایلی (iconic) است، هنرهای اسلامی به طور اکید، غیر شمایلی (aniconic) بوده و مسلمانان از به تصویر کشیدن خداوند و محمد، منع شده‌اند. اما این بدان معنا نیست که محمد در هنرهای اسلامی به اشکال دیگری حضور ندارد، اسامی او، به خصوص نام «محمد»، به صورت خوشنویسی در همه‌جای دنیای اسلام و به‌خصوص در مساجد باشکوه امپراتوری عثمانی، به‌چشم می‌خورد. همچنین مینیاتورهای پارسی، ترکی و مغولی بسیاری با سبکهای خاص، وجود دارد که پیکر محمد در آن‌ها ترسیم گشته اما صورت او اغلب مخفی یا محو و در هاله‌ای از نور ترسیم گردیده‌است.[۸] از قدیمی‌ترین تصاویر می‌توان به نسخه‌های متعدد از کتاب جامع‌التواریخ رشیدالدین اشاره کرد که در میان ۸ نگاره‌ای که در نسخه دانشگاه ادینبورگ از این اثر موجود است، موضوعات زندگی محمد همچون تولد او (در میان فرشتگان)، بحیرای راهب، دریافت وحی از جبرئیل، نزول کتاب آسمانی و به روایتی معراج محمد از اهمیت شایانی برخوردار است.[۱۰۹]

محمد در کتاب مقدس

نوشتار اصلی: محمد در کتاب مقدس

مسلمانان معتقد به ذکر نام و مشخصات محمد پیامبر اسلام در کتب پیش از خود هستند در حالی که یهودیان و مسیحیان چنین موضوعی را نمی‌پذیرند. مثال‌ها شامل اشاره به فارقلیط در انجیل یوحنا (یوحنا ۱۶:۱۴ و ۲۶:۱۵ و ۷:۱۶) که آن را به معنای ستوده یا گزیده که همان محمد یا احمد است، تعبیر می‌کنند؛ پیامبری که در تثنیه ۱۵:۱۸ تا ۱۸ از آن نام برده شده‌است، که خدا سخنان خود را در دهان او می‌گذارد و باید از برادران بنی اسرائیل، یعنی اسماعیل، باشد و موارد دیگری که برای اطلاع از آن به مقاله اصلی مراجه کنید. [۱۱۰] محققان اسلامی سبب هجرت اقوامی از یهود را به سرزمین حجاز و سکونت در دهکدهٔ گمنام و بی نشان یثرب (مدینه کنونی) و سبقت مشرکین آن سرزمین را به اسلام، همین پیش بینی‌ها و پیشگوئیها می‌دانند و آیه ۸۹ سوره بقره را درباره امید و انتظار اولیه و سپس کفر اهل کتاب به محمد و دین جدید وی دانسته‌اند.[۱۱۱]

محمد در فرهنگ غرب

در قرون وسطی، قشر عالم مسیحی آگاه به زبان لاتین از جزئیات زندگی نامه محمد تا حد خوبی آگاه بودند. این گروه این اطلاعات را به گونه‌ای تفسیر می‌کردند که محمد را شارلاتان جاه طلب و قدرت دوستی به تصویر می‌کشید که شرقیین را تحت عنوان مذهب تحت تسلیم خودش در آورده بود. کتبی که برای عامه مردم نوشته می‌شدند بازتاب کننده همینقدر اطلاعات در دسترس علمای مسیحی، نیز نبوده، و محمد را به شکل یک بت یا یکی از معبودهای بت پرستان به تصویر می‌کشیدند.[۹] برخی از مسیحیان سال درگذشت محمد را از ۶۳۲ به ۶۶۶ میلادی تغییر داده بودند که اشاره‌ای به عدد وحش داشت.[۱۱۲] گروهی دیگر نام او را از محمد به محوند (که به معنی «شیطان تجسم پیدا کرده» است) تغییر داده بودند. به گفته برنارد لوئیس، «تکامل مفهوم محوند از اینجا شروع شد که محمّد را نوعی دیو یا خدای باطل در نظر می‌گرفتند که به همراه اپولیون (به معنای نابود کننده) و ترمگانت در یک تثلیث نامقدس پرستیده می‌شد.»[۱۱۳] اثر دیگری در قرون وسطی به نام Liver dou Tresor محمد را راهب و کشیش مسیحی سابقی معرفی می‌کند. دانته در کمدی الهی اش (Canto XXVII) محمد و علی را در جهنم در میان آنان که در دین اختلاف و شعبه افکنی می‌کنند قرار داده، و آن‌ها را در حال دریده شدن مکرر توسط شیاطین به تصویر کشید.[۹]

پس از اصلاحات پروتستانی تصور غرب از محمد به عنوان بت یا خدایی که توسط مسلمانان پرستیده می‌شود تغییر کرده، و در نگاه عمومی آنان به شخص متقلب، مکار و خودخواهی تبدیل شد.[۱۱۳] Guillaume Postel [۹] از جمله اولین کسانی بود که دید مثبت تری نسبت به محمد را ارایه کرد. پس از او Boulainvilliers محمد را رهبر سیاسی بااستعداد و قانون گذاری عادل توصیف کرد. گوتفرید لایبنیتس محمّد را به دلیل عدم انحرافش از دین طبیعی ستود. توصیف Friedrich Bodenstedt از محمد، تخریبگر شوم و پیامبر آدم کشی بود.[۹] نوشته‌های غربی متأخرتر، از قرن ۱۸ به بعد، به تدریج فاصله خویش را از تاریخ مجادله گونه‌ای که توسط نویسندگان مسیحی قبل از آن‌ها نوشته شده بود، زیاد کردند. این تحلیل‌های تاریخی تر از محمد، که عموماً پیامبری محمد را رد می‌کردند، آغشته به فلسفه غربی و تأثیر پذیرفته از الهیاتی بود که نویسندگان این اثرها به آنها اعتقاد داشتند. بسیاری از این مطالعات بر پایه تحقیقات تاریخی زیادی بنا شده، و توجه بیشتری به عوامل انسانی، تاریخی، اقتصادی و سیاسی در مقایسه با عوامل مذهبی، الهی یا روحانی داشتند.[۸]

تنها در نیمه دوم قرن بیستم میلادی، نویسندگان غربی آگاهی بیشتری از اهمیت واقعیت‌های مذهبی و روحی که در زندگی بنیان گذاران مذاهب عمده دنیا وجود دارد بدست آورده، و موفق به ترکیب پژوهش دقیق (آنگونه که در غرب فهمیده می‌شود) به همراه یکدلی با موضوعی که آن را بررسی می‌کنند شدند.[۸] بگفته ویلیام مونتگمری وات و ریچارد بل، نویسنده‌های معاصر عموماً این نظر را که محمد عمداً پیروانش را فریب داده را رد کرده، و معتقد به صداقت کامل و حسن نیت او هستند.[۱۱۴] در نظر مونتگمری وات صداقت کامل البته لزوماً درستی را ایجاب نمی‌کند: محمد ممکن است آن‌چه در ضمیر ناخودآگاهش بوده را با وحی الهی اشتباه گرفته باشد. اگر چه تصویر محمد در مقایسه با گذشته بسیار مثبت تر شده، ولی اعتقادات تبعیض آمیزانه قدیمی در بین عامه مردم باقی مانده‌اند. [۱۱۵]

به باور مونتگمری وات دیدن محمد به‌عنوان متقلبی خودپرست، درک ظهور و توسعه اسلام را ناممکن می‌سازد.[۱۱۶][۱۱۷] بگفته آلفورد ولش دلیل تأثیر زیاد محمد و موفقیت او اعتقاد خدشه ناپذیر او به مأموریتش بود.[۹] آمادگی او برای تحمل مشقت‌ها جهت رسیدن به هدفش، زمانی که هیچ توجیه عقلانی برای امیدواری وجود نداشت، صداقت او را نشان می‌دهد.[۱۱۸]

مسائل امروزین

مسلمانان دنیا، همواره در گفتار و نوشتار با القاب و احترام فوق‌العاده از محمد یاد کرده و با نمایان‌شدن هرگونه تصویر مشخصی از چهرهٔ محمد مخالفت می‌نمایند تا مبادا آن تصویر، موجب توهین و بی‌احترامی گردد. این درحالی است که موج جدیدی از اعتراضات عمومی مسلمانان و واکنش‌های رسمی دولت‌های اسلامی ، با چاپ کاریکارتورهایی از محمد در غرب آغاز گردید. خاورشناس آرتور جفری[۱۱۹] طی مقاله‌ای به این نکته اشاره می‌کند که متداول‌ترین رنجشی که مسیحیان -بیشتر نابخردانه- در دل مسلمانان نشانده‌اند از آن ناشی می‌شود که آنان از درک حرمت بسیار والایی که مسلمانان برای پیامبر خود قائلند، مطلقا ناتوانند . [۱۲۰] آنه‌ماری شیمل هم‌چنین در مقدمه کتاب خود دلیل حذف تصاویر نسخه انگلیسی نسبت به نسخه آلمانی کتاب خود را چنین شرح می‌دهد: با آنکه آن تصاویر مربوط به آثار دوره میانه اسلام است، اما نمایاندن شمایل پیمبر خاطر مسلمانان روزگار ما را رنجه می‌نماید، مگر آنکه به توصیف لفظی باشد.[



ارسال توسط korosh ...
آرشیو مطالب
نظر سنجی
شخصیت مورد علاقتون کیه؟؟؟






صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin